كارشناسان فني نيروي هوايي ارتش با وجود بار شديد عملياتي و جنگي بر روي F-14ها به تدريج اقدام به بهبود قابليتهاي اين جنگنده نمودند كه به دنبال آن، تامكت در سال 1361 با موفقيت كامل، ضد ميگ MiG-25 وارد عمل شد. نخستين گروه «فاكس‌بت»ها در اواخر سال 1358 وارد عراق شدند كه البته در ابتدا تحت نظارت شديد مستشاران شوروي فعاليت مي‌كردند.


در مراسم تحويل، 10 فروند ميگ MiG-25PD (نمونه صادراتي كه مجهز به رادار «اسمرچ» A-1 و موشك كوتاهبرد R-60 بود) و MiG-25RB با اسكورت يك تيپ، متشكل از 16 فروند MiG-21MF و 20 فروند MiG-23 وارد پايگاه هوايي «شعيبيه» در جنوب بصره شدند؛ تا مردادماه 1359 در مجموع 24 فروند MiG-25 وارد عراق گرديده بودند. آنها كه عمدتا براي امور آموزشي به كار گرفته مي‌شدند با شروع جنگ وارد معركه گرديدند. با اطلاع از موقعيت قرارگيري فاكس‌بت‌ها، فانتوم‌هاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، آن‌چنان شعيبيه را مورد آماج حملات سهمگين و خردكننده خود قرار دادند كه مستشاران شوروي و خلبانان اهل آلمان شرقي (كه جنگنده‌هاي ميگ MiG-21 و MiG-23 را به پرواز در مي‌آوردند) با تحمل خسارات فراوان جاني و مالي به پايگاه دورافتاده «الوليد» نقل مكان كردند.

اگرچه در اواخر سال 1359، چهار فروند ميگ MiG-25 تحت كنترل نيروي هوايي عراق قرار گرفت، ولي در مقابل در مدت زمان كوتاهي تعداد زيادي از فاكس‌بت‌هاي تحويلي به همراه چند خلبان باتجربه از دست رفتند. به دنبال اين واقعه، تمام عملياتهاي MiG-25 به حالت تعليق درآمد و ماموريتهاي جنگي صورت گرفته توسط فاكس‌بت‌هاي عراقي در آن سال همگي به وسيله خلبانان شوروي و آلمان شرقي انجام گرفت. تا فروردين 1360، چهار فروند MiG-25RB ديگر نيز در قالب گردان يكم شناسايي كه از پيش داراي چند فروند جنگنده «هانتر» و MiG-21RF نيز بود در خدمت نيروي هوايي عراق قرار گرفتند. در ادامه، 4 فروند MiG-25PD نيز وارد عراق شدند كه تحت كنترل روس‌ها قرار گرفتند.
نخستين نبرد هوايي ثبت شده بين ميگ MiG-25هاي نيروي هوايي عراق و F-14هاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، پس از بروز يك سري نبردهاي شديد بين F-4 و F-5هاي ايران و MiG-21 و MiG-23هاي عراقي اتفاق افتاد. در نخستين مرحله از سلسله نبردهاي هوايي اين دو رقيب كه در اوايل ارديبهشت سال 1360 به وقوع پيوست، تعداد زيادي از فاكس‌بت‌هاي عراقي ساقط شدند. بلافاصله نيروي هوايي عراق 2 گردان از جنگنده‌هاي MiG-21MF مسلح به موشكهاي فرانسوي «ماترا» ماجيك R550 را به‌طور گسترده وارد ميادين نبرد كرد. خلبانان اين جنگنده‌ها كه به‌طور تخصصي براي انجام نبردهاي سنگين هوا به هوا آموزش ديده بودند، ماموريت داشتند كه يك ضربه كاري و موثر بر پيكره جنگنده رهگيرهاي نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران وارد كنند. در ابتداي امر عراقي‌ها به چنان موفقيت چشمگيري دست يافتند كه نيروي هوايي ايران بلافاصله دست به ريسك بزرگي زد و با وجود در تيررس بودن پايگاه چهارم شكاري دزفول (شليك توپخانه نيروي زميني و حملات گسترده هوايي ارتش بعث) يك واحد از تامكت‌ها را به منظور كسب برتري هوايي در منطقه به اين پايگاه انتقال داد. يكي از خلبانان توضيح مي‌دهد: «12 فروند F-14 تامكت از گردان 82 در 25 ارديبهشت 1360 وارد پايگاه هوايي «وحدتي» شدند كه از اين تعداد، 2 فروند به علت وجود نقص فني در موتور بلافاصله به اصفهان بازگشتند. ساعاتي پس از ورود، 4 فروند F-14 و 2 فروند F-4E، گشت هوايي رزمي در سمت غرب پايگاه را عهده‌دار شدند. دقايقي از برخاست آنها نگذشته بود كه ورود 6 فروند ميگ MiG-23BN با پشتيباني 4 فروند MiG-21 به مرز كشف شد. حمله براي ساقط كردن مهاجمان آغاز شد كه به دنبال آن 2 فروند MiG-21 توسط موشكهاي سايدوايندر شليك شده از سوي يكي از تامكت‌ها و يك فروند فانتوم منهدم شدند.»
دقايقي بعد، كابين عقب F-14 شماره 1، يك فروند MiG-25RB را كشف كرد كه با سرعت بسيار بالايي به سمت آنها مي‌آمد، ولي هنوز از مرز نگذشته بود. خلبان شماره 1 گردشي شديد به سمت هدف كرد و بي‌درنگ از فاصله 108 كيلومتري يك تير موشك AIM-54 را به سمت فاكس‌بت شليك كرد. اما سامانه RWR كاركشته اين فاكس‌بت عراقي به موقع تهديد را شناسايي نمود؛ اگرچه امواج ساطع شده از رادار AWG-9 در حالت «مسيريابي تك پالس هدف» داده‌هاي مورد نياز موشك فينيكس در چنين فاصله‌اي را تنها در 2 ثانيه تامين مي‌كند، با اين حال خلبان روس اين فاكس‌بت به موقع از شليك موشك آگاه گرديد.
يكي ديگر از خلبانان توضيح مي‌دهد: «ميگ MiG-25عراقي بلافاصله گردش شديد 180 درجه‌اي كرد و با سرعت 2800 كيلومتر بر ساعت در حالي كه سامانه اخلالگر الكترونيك (ECM) خود را نيز به كار انداخته بود فرار نمود. تركيب مانور شديد و ECM جواب داده و ميگ مزبور از برد رادار F-14 خارج مي‌شود. ولي هنوز هم اميدي بود! بلافاصله رادار آشيانه‌ياب دروني موشك به كار افتاده و حركت در مرحله نهايي برخورد آغاز مي‌گردد؛ در حالي كه موتور آخرين ثانيه‌هاي رانش خود را پشت سر مي‌گذاشت، موشك با سرعت وحشتناكي خود را به هدف رسانده اما خلبان ميگ شانس بسيار بالايي داشت، چون موشك به هواپيمايش برخورد نكرد ولي در فاصله نزديكي پشت آن منفجر شد. تعداد زيادي از تركش‌ها هدر رفته و تعدادي نيز به هواپيما برخورد نمود كه فرود اضطراري فاكس‌بت در شعيبيه را به دنبال داشت. F-14 در اين مرحله از جنگ با نشان دادن چنگ و دندان به حريف، شرايط راهبردي را به نفع خود تغيير داد و در تاكتيكهاي بعدي دشمن تغييرات شگرفي ايجاد كرد. عراقيها تمام ماموريتهاي تجاوز به پايگاه «وحدتي» را لغو كردند و به دنبال آن تمامي تامكتها به خانه خود در اصفهان بازگشتند؛ «ماموريت انجام شد!»
يكي از خلبانان فانتوم كه در آن زمان در پايگاه چهارم شكاري مشغول خدمت بود مي‌گويد: «داستان وحدتي داستان غرب وحشي است! گويي كه قلعه ما توسط سرخپوستان محاصره شده بود و تامكت به مانند سواره نظام براي عقب راندن سرخپوستان و نجات ما آمد! پيش از ورود F-14 به جمع ما، با توجه به حملات مكرر هواپيماهاي عراقي و نبود ابزار موثر براي مقابله با آنها، روحيه كاركنان پايگاه در حد بسيار پاييني قرار داشت و اگر همين روند ادامه پيدا مي‌كرد از دست رفتن تمام خلبانان و هواپيماها كاملا واضح بود. هر از گاهي كه ما با فانتوم يا F-5 موفق به شناسايي آنها مي‌شديم آنها از ترس جان خود و نيز اتمام سوخت فرار مي‌كردند، چرا كه اگر با ما درگير مي‌شدند، اتمام سوخت زودهنگام آنها حتمي بود.»
به دست گرفتن ابتكار عمل توسط نيروي هوايي ايران، از دست رفتن روزافزون جنگنده‌هاي عراقي را درپي داشت؛ شرايط پرواز براي خلبانان عراقي، شوروي و آلمان شرقي بسيار وخيم شده بود. در پاييز سال 1360 آن‌چنان تلفاتي به نيروي هوايي عراق وارد شد كه تعداد هواپيماهاي عملياتي آنها به زحمت به 140 فروند مي‌رسيد. عراقي‌ها چاره‌اي جز استفاده بيشتر از ميگ MiG-25ها را نداشتند. اين هواپيما تنها ابزار عراقي‌ها بود كه حداقل از يك جهت بر رهگيرهاي ايراني برتري داشت؛ «سرعت!» با توجه به اين‌كه عراقي‌ها هرگز بر قدرت بي‌چون و چراي F-14 در آسمان ايران صحه نگذاشتند، خلبانان اهل شوروي و آلمان غربي MiG-25 بسيار مشتاق بودند كه از نزديك چگونگي مقابله فاكس‌بت با تجهيزات و هواپيماهاي نيروي هوايي ايران را ببينند. به دنبال آن، آموزش خلبانان عراقي فاكس‌بت شدت بيشتري به خود گرفت. يكي از خلبانان كه چندين بار با MiG-25هاي عراقي درگير شده توضيح مي‌دهد: «فرايند انتخاب خلبانان عراقي براي پرواز با فاكس‌بت فرايندي بسيار سخت بود. آنها با توجه به مهارت پروازي، تجربه و قابليتهاي ذهني مورد ارزيابي قرار مي‌گرفتند و نه ميزان وفاداري‌شان به حزب بعث! خلباناني زيرك و بدون شك بهترين خلبانان نيروي هوايي عراق! آنها پيش از اين‌كه زير دست استاد خلبان شوروي و آلمان شرقي بروند توسط استاد خلبانان انگليسي، فرانسوي و هندي آموزش ديده بودند. اگرچه در نهايت مهارت پروازي آنها با خلبانان متوسط نيروي هوايي ايران قابل مقايسه بود با اين حال افرادي شجاع و جسور بودند. اما نكته جالب اينجاست كه تعداد اين خلبانان از عدد 20 تجاوز نمي‌كرد!»
پس از وقوع نخستين برخورد بين F-14 و MiG-25، عراقي‌ها تغيير راهبرد دادند و سر و كله فاكس‌بت در خطوط مقدم پيدا شد. به دنبال آن و پيش از حمله‌اي همه‌جانبه، فاكس‌بت‌ها چندين نوبت پرواز شناسايي بر فراز جزيره خارك به انجام رساندند. خلبانان شوروي و آلمان شرقي به زمان نياز داشتند تا سامانه «ناوبري حمله» پلنگ ـ D (Peleng-D) خود را به‌طور موثر به كار گرفته و بمباراني دقيق را صورت دهند. با احتمال قريب‌الوقوع حمله سنگين اين جنگنده به تاسيسات نفتي جزيره خارك، نيروي هوايي ايران ميزان پروازهاي گشت رزمي F-14 در منطقه را افزايش داد. براي چندين ماه منطقه كاملا آرام و ساكت بود.
در بهار 1361، رادار مرزي نيروي هوايي، دهها پرواز ميگ MiG-25 در امتداد خط مقدم را شناسايي كرد. اين جنگنده‌ها در بيشتر موارد در ارتفاع 6200 پا و سرعت 2/2 ماخ پرواز مي‌كردند كه فانتوم‌ها و F-5ها در اين شرايط ناتوان از رهگيري آنها بودند. مدتي بعد، MiG-25Pها نفوذ به فضاي ايران را آغاز كردند كه دير يا زود جنگنده‌اي با نام تامكت در برابر آنها قد علم مي‌كرد.

شكارچي روباه
MiG-25RB نخستين هواپيمايي بود كه به عنوان نماينده نيروي هوايي عراق، حمله به جزيره خارك را كه در مرداد 1361 به وقوع پيوست برعهده گرفت و با پرواز در سرعت و ارتفاع بسيار بالا، نشان داد كه هدفي سخت براي رهگيري است. رهگيري موفق اين جنگنده براي ورزيده‌ترين خلبانان F-14 تامكت كه مي‌بايست در سرعت بسيار بالايي اين كار را انجام مي‌دادند و به تبع بار كاري آنها را افزايش مي‌داد نيز امري كاملا مشكل بود. با اين حال آنها نيز مانند بقيه خلبانان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران ماجراجو و مشتاق درگيري بودند. اشتياق آنها براي نابودي متجاوز، پس از حمله فاكس‌بت‌ها به عمق خاك ايران و به خاك و خون كشيده شدن هموطنان بي‌گناهمان دوچندان شد. جسارت MiG-25ها تا به آنجا رسيد كه F-14هاي مستقر در مهرآباد گشت هوايي رزمي 24 ساعته براي حفاظت از پايتخت را آغاز كردند. به دنبال آن، با توجه به شرايط موجود، پروازهاي گشتي به پروازهاي شبانه و پروازهاي روز جمعه (به منظور حفاظت از نمازگزاران جمعه) محدود شد. F-14ها پس از برخاست به ارتفاع 30،000 پايي اوج گرفته و در صورت شناسايي فاكس‌بت، به ارتفاع 40،000 پا و سرعت فراصوت شتاب مي‌گرفتند. اين در حالي بود كه MiG-25 در ارتفاع 60 تا 70 هزار پا و سرعت 9/1 تا 4/2 ماخ پرواز مي‌كرد.
فاكس‌بت ثابت كرد كه هدف فوق‌العاده گريزپايي است. مدتي طول كشيد تا خلبانان F-14 متوجه شدند در چه ارتفاع، موقعيت و سرعتي پرواز كنند تا رهگيري موفقي را صورت دهند. لازم به ذكر است كه تامكت‌ها گاهي وظيفه برج كنترل زميني را نيز به عهده مي‌گرفتند، به اين صورت كه ديگر جنگنده رهگيرها را به سمت MiG-25، Tu-22B، Tu-22KD و Tu-16ها روانه مي‌كردند.
زمان دقيق ساقط شدن نخستين فاكس‌بت به وسيله تامكت كاملا مشخص نيست. در روز 14 ارديبهشت 1361 يك خلبان فراري عراقي به سوريه به بازپرسان سوري توضيح داد كه تا آن تاريخ، نيروي هوايي عراق 98 جنگنده و 33 خلبان خود را در مقابل F-4 و F-14هاي نيروي هوايي جمهوري اسلامي ايران از دست داده است. وي در ادامه گفت كه اين آمار شامل يك فروند ميگ MiG-25 نيز مي‌شود كه توسط يك تيرموشك فينيكس سرنگون شده است. عراقي‌ها به ندرت چنين اخباري را فاش مي‌كردند. آنچه مشخص است اين‌كه اين فاكس‌بت در شروع «فصل شكار فاكس‌بت» كه توسط دلاورمردان پايگاه هشتم شكاري اصفهان به راه افتاد به زير كشيده شده است.
در ساعت 12:40 روز 25 شهريورماه 1361، دو فروند تامكت كه مشغول انجام پرواز گشت بين بوشهر و خارك بودند از حمله مهاجمي كه در ارتفاع 70،000 پايي و سرعت حدود 3 ماخ حركت مي‌كرد توسط رادار كنترل زميني مطلع شدند. تامكت‌ها به سمت هدف گردش كرده و كمك‌خلبان تامكت شماره 1 تمامي سامانه‌هاي مورد نياز را براي رهگيري مهاجم كه بدون شك MiG-25RB بود به كار انداخت. پس از دقايقي، رادار AWG-9 هدف را شناسايي كرده و پس از ايجاد داده‌هاي هدفيابي، خلبانان نخستين موشك AIM-54 را از فاصله 100 كيلومتري شليك مي‌كند. هنوز ميگ مهاجم هيچ عكس‌العملي از خود نشان نداده بود كه موشك به شكم آن برخورد كرده و جهنم عظيمي از آتش در آن ارتفاع ايجاد مي‌شود. خلبان با خوش‌شانسي تمام از هواپيما خروج اضطراري مي‌كند اما تلاش بالگردهاي جستجو و نجات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران براي پيدا كردن وي بي‌نتيجه مي‌ماند چون آبهاي مملو از كوسه خليج هميشه ‌فارس هرگز به وي فرصت زندگي دوباره نبخشيدند. به گفته برخي منابع رسمي ايراني، اين نخستين شكار ثبت شده فاكس‌بت است در حالي كه خلبان فراري عراقي به سوريه ادعا كرد كه نخستين فاكس‌بت، پيش از اين تاريخ از دست رفته بود! اين پيروزي نشان داد كه رادار AWG-9 و موشك AIM-54 قابليت مقابله با اهدافي با اين سرعت و ارتفاع را به خوبي دارند. در ادامه، نيروي هوايي عراق چندين فاكس‌بت خود را از دست داد ولي هرگز زير بار اين افتضاح نرفت!
در 31 شهريور 1361 در دومين سالگرد حمله عراق به ايران، يك فروند MiG-25RB به حريم هوايي تهران تجاوز كرد. نيروي هوايي ايران در پاسخ به اين حمله، چندين فروند F-14A، از گردان 72 شكاري را به همراه ميزان كافي از موشك فينيكس به تهران فرستاد. همزمان، بر روي رادار 3 فروند F-14A كه براي آزمايش و آموزش مورد استفاده قرار مي‌گرفتند، اصلاحاتي صورت گرفت و با نصب تجهيزات ارتباطي جديد به عنوان «آواكس كوچك» وارد خدمت شدند. اين جنگنده‌ها علاوه بر ايجاد پوشش هوايي و اجراي نقش هشدار زودهنگام در اطراف پايتخت، در هدايت ديگر جنگنده‌ها، به خصوص فانتوم‌هاي پايگاه يكم شكاري به منظور رهگيري بمب‌افكنهاي عراقي نيز نقش به سزايي ايفا كردند. اين سه تامكت در بيشتر پروازها بيش از 12 ساعت در آسمان مشغول انجام وظيفه بودند كه در اين مدت مي‌بايست پنج بار سوختگيري هوايي انجام مي‌دادند. با وجود اين‌كه فاكس‌بت‌ها چندين بار ديگر نيز قصد هجوم به تهران را داشتند، مواجهه بعدي فاكس‌بت با تامكت در روز 10 آذر 1361 بر فراز جزيره خارك اتفاق افتاد. در اين روز يك فروند F-14 در حال نگهباني گروهي از كشتي‌هاي تجاري بود كه از بندر امام خميني (ره) عازم بندرعباس بودند. پس از دو ساعت از شروع ماموريت و مدت كمي پس از سوختگيري هوايي از يك فروند KC-135، خلبان از وجود يك فروند MiG-25 كه در ارتفاع 70،000 پايي و با سرعت 3/2 ماخ در حال نزديك شدن بود مطلع شد. در اين زمان تامكت در ارتفاع 40،000 پا و سرعت 4/0 ماخ پرواز مي‌كرد. خلبانان تا به خود بجنبند، هدف به فاصله 113 كيلومتري آنها رسيد. در حالي كه خلبان موتورهاي هواپيما را براي كسب بيشترين قدرت در حالت پس‌سوز قرار داده بود، كمك‌خلبان تمام تلاش خود را براي شناسايي و رديابي هدف به كار بست كه با توجه به روشن بودن سامانه ECM فاكس‌بت تا حدودي دچار مشكل شد. خلبان فاكس‌بت با وجودسامانه ECM قدرتمند خود تا فاصله 71 كيلومتري تامكت پيشروي كرد، غافل از اين‌كه رادار AWG-9 در نهايت براي مقابله با هر سامانه پادكار الكترونيكي راه چاره‌اي پيدا مي‌كند. با وجود اخلال شديد، كمك‌خلبان در فاصله 64 كيلومتري روي مهاجم قفل فعال راداري كرد و بلافاصله در درگيري رو به بالا يك تيرموشك فينيكس به سمت فاكس‌بت شليك نمود. در اين زمان تامكت در ارتفاع 45،000 پايي و سرعت 5/1 ماخ در حال حركت بود. غرش موتور و بلافاصله دود سفيد به جاي مانده از حركت آن، نشان از يورش برق‌آساي ققنوس سنگين وزن و چابك به سمت هدف داشت. بلافاصله پس از شليك، خلبان براي اجتناب از نزديكي بيش از حد به فاكس‌بت مبادرت به كاهش سرعت و گردش جزيي به سمت غرب نمود. با فعال شدن رادار دروني موشك، خلبان گردش به راست كرده و به صفحه نشانگر رايانه شمارنده معكوس زمان برخورد موشك چشم دوخت. زمان به صفر رسيد، علامت برخورد موفقيت‌آميز موشك به هدف بر روي صفحه نمايشگر ظاهر شد و رادار زميني خبر ناپديد شدن فاكس‌بت از صفحه رادار را اعلام نمود. لاشه ميگ مزبور در درون دريا سقوط كرد و عمليات جستجو و نجات گسترده نيروي هوايي عراق براي پيدا كردن خلبان به جايي نرسيد.
خلبانان فاكس‌بت قسم خوردند تا انتقام اين ضربه كاري را از ايران بگيرند. در روز 13 آذر، دو فروند MiG-25PD با نفوذ به منطقه شمال غربي ايران در آسمان تبريز مبادرت به رهگيري يك هواپيماي مسافربري كه از تركيه بلند شده بود كردند. در حالي كه آنها همزمان دنبال هدف ديگري نيز بودند، از يكديگر جدا شدند. در همين مدت، يك فروند F-14A از گردان 81 شكاري براي رهگيري متجاوزان به منطقه فرستاده شد. در حالي كه تامكت به اهداف خود نزديك مي‌شد، تنها سامانه «درخت جنگي» فعال بوده و رادار AWG-9 در حالت آماده به كار نگهداشته شده بود. با رسيدن به كمترين فاصله شليك موشك، خلبان رادار را روشن و موشك را شليك نمود كه بلافاصله سامانه هشداردهنده RWR ميگ MiG-25D، خلبان عراقي را از وجود تامكت و شليك موشك در منطقه آگاه كرد. خلبان فاكس‌بت تمام تلاش خود را به كار گرفت تا از دست موشك فرار كند. هر 2 خلبان تامكت به صفحه رادار چشم دوخته و شاهد تلاش خلبان عراقي براي گريز از دست موشك بودند.
اينبار فينيكس شكست خورد! خلبان كه به همين سادگي هدف را به دست نياورده بود، با شتابگيري به سرعت 2/2 ماخ، به دنبال فاكس‌بت گريزپاي افتاد. خلبان عراقي كه با شكست ققنوس داستان خود را در اوج قدرت و امنيت مي‌ديد، سرعت را كاهش داد تا به ماموريت اصلي خود بپردازد. غافل از اين‌كه عقاب آسمانهاي ايران تا آتش خشم ملتي را بر سر خصم زبون فرو نريزد آرام نمي‌گيرد. ثانيه‌هايي بعد، دومين موشك فينيكس هواپيما و خلبان را از صفحه روزگار پاك كرد.

ادامه دارد...